۳۰ ساله بود که به زادگاهش بازگشت، خانهاش را "دبستان حکیمزاده" کرد و همزمان با درمان بیماران، سرپرستی بهداری لاهیجان را پذیرفت و نخستین زایشگاه و پرورشگاه را در آنجا گشود.
۳۶ ساله بود که پس از گشایش چندین درمانگاه در روستاهای دورافتاده لاهیجان و همدان، برای تکمیل رشتهاش به پاریس رفت و چهار سال پس از آن به عنوان کارشناس پیشگیری از بیماریهای واگیردار به ایران بازگشت و سرپرستی بهداریهای استان گیلان را پذیرفت.
۵۲ ساله بود که در سال ۱۳۴۵ با همکاری نیکوکاران رشت نخستین سرای سالمندان و آسایشگاه توانخواهان ایران را در رشت بنیاد نهاد.
حسین استقامت ۱۷ هزار متر مربع از زمینهای کارخانههای جوراببافیاش را برای این کار بخشید و آرسن میناسیان از نیکوکاران بنام رشت سرپرستی آن نهاد نوبنیاد را پذیرفت.
آوازه سرای سالمندان حکیمزاده چنان در کشور پیچید که دولت از او خواست مانند آن آسایشگاه را در تهران هم بنا کند.
او با وجود نبرد با بیماری سرطان این کار را تا آستانه گشایش در کهریزک به پایان رساند.
هم اکنون در سرای سالمندان او در کهریزک بیش از یک هزار زن و مرد داوطلب در کنار ۹۵۰ کارمند و کارگر استخدامی از ۱۷۵۰ مددجوی سالمند و گرفتار بیماری "ام اس" پرستاری میکنند.
۸۲ درصد هزینههای این نهاد از سوی نیکوکاران داوطلب تأمین میشود و سازمان بهزیستی تنها ۱۸ درصد آن را به عهده گرفته است.
بر سنگ مزارش به خواست او نوشته:
"پاداش خدمت ناچیز من همین بس که در جوار پاک شما آرمیدهام".
محمدرضا حکیمزاده در ۶۴ سالگی در تهران درگذشت.
یه کتابفروشی انلاین گلاور خوش امدید!من یار مهربانم/دانا و خوش بیانم/گویم سخن فراوان/با آن که بی زبانم/پندت دهم فراوان/من یار پند دانم/من دوستی هنرمند/با سود و بی زیانم/از من مباش غافل/من یار مهربانم/شعر از“عباس یمینی شریف”

